با چگونه شروع کنم؟ در خدمت شما هستیم با راهنمای جامع نحوه نوشتن کتاب که برای اولین بار در بین سایت های اینترنتی این مطالب گردآوری و تالیف شده تا تمامی علاقه مندان بتوانند از این منبع معتبر استفاده کنند. اغلب مطالب در این مجموعه ترجمه منابع بسیار معتبر خارجی و یا تجربه شخصی مولف است. امید است بتوانیم گامی کوچک در راه رسیدن شما عزیزان به آنچه در ذهنتان دارید، برداشته باشیم.

مرور ۱۰ ثانیه ای
  • ایده هایتان را یادداشت کنید.
  • یک طرح کلی ایجاد کرده، سپس آن را ویرایش کنید.
  • داستان خود را بنویسید، سپس در زمان استراحتتان از دید دیگری به آن نگاه کنید.
  • نظر سایرین را راجع به داستانتان بپرسید.
  • ویرایش کنید و آنچه را که خوب درنیامده حذف کنید.

روش اول: شروع کار کتاب

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 1گام نخست: یک دفتر یاداشت تهیه کنید.

یا چند تا! شاید قصد داشته باشید داستانتان را از همان ابتدا تایپ کنید، ولی باید به این نکته توجه داشته باشید که همیشه کامپیوتر در دسترستان نخواهد بود، خصوصاً هنگامی که ایده ای ناگهانی به ذهنتان می رسد. پس خوب است که همیشه یک دفتر یادداشت و مداد یا خودکار بهمراه داشته باشید، درست مثل قدیم! مهم نیست که کجا هستید، فقط بنویسید. علاوه بر آن بسیاری از نویسندگان به رابطه ذهن، دست و قلم روی کاغذ قسم یاد کرده اند. پس قبل از ترک این کار به هنر نویسندگی خودتان شانس تجربه این کار را بدهید.

 

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 2

  • یک دفتر یادداشت سنگین یا حجیم می تواند بسیار ناراحت کننده باشد و فضای زیادی از کوله پشتی یا کیف دستی تان را به خود اختصاص دهد، در حالی که یک دفتر کوچک و دستی، هرچند جلد زیبا و محکمی نیز نداشته باشد، برای حرفه ی نویسندگی بسیار مناسب خواهد بود. همینطور در مورد صفحاتی که نوشته اید؛ اگر احساس می کنید به دردتان نمی خورند، به سادگی پاره کنید و دور بیاندازید!

 

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 3

  • چه دفتر سیمی و چه دفتر ساده، سعی کنید به جای کاغذ های خط دار و استاندارد از کاغذ های گراف (کاغذ سفید طراحی یا نقاشی) استفاده کنید. چرا که ممکن است طرح یا ایده شما در نهایت به ترسیم یک تصویر یا طراحی یک اسکیس ابتدایی از ایده تان منتهی شود. بعلاوه این کاغذ ها برای رعایت کردن تورفتگی پاراگراف ها و طراحی نیز مفید هستند.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 4

گام دوم: کلاه تفکرتان را بر سر بگذارید.

حالا که دفتر یادداشتتان را دارید، وقت آن است که بزرگترین غول همه نویسندگان را درهم بشکنید: یعنی نخستین صفحه خالی دفترتان! از این صفحه برای نوشتن ایده های داستانتان استفاده کنید. هر وقت فکر کردید که به اندازه کافی ایده نوشته اید، حداقل دوبار، تمام آن ها را بخوانید. سپس ایده هایتان را نزد فرد دیگری (ترجیحاً متبهر در این زمینه) ببرید تا بازخوردهایشان را بشنوید. یکی از ایده هایتان را برای نوشتن داستان انتخاب کنید و مطمئن شوید که این ایده شبیه هیچ کدام از داستان های تازه چاپ شده نباشد. پس از این کار چند روز صبر کنید و سپس دوباره به سراغ ایده ها بروید، زمانی که با اطمینان ایده تان را انتخاب کردید، به سراغ قدم بعدی بروید.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 5

گام سوم: طرحی کلی از داستان را بنویسید؛ شامل رئوس مطالب، یادداشت هایی درباره شخصیت ها ( مانند اسامی احتمالی، توصیفات و ویژگی ها، پس زمینه ای از آن ها و …) و همچنین مکان ها.

این موارد چیزهای کوچکی هستند که نقش بسیار بزرگی در داستاان و داستان نویسی شما خواهند داشت. این روش مزیت های بسیاری خواهد داشت، از جمله:

  • توصیف و نوشتن قسمت های مختلف داستان ایده های جدید و شاید بهتری را به ذهنتان خواهد آورد.
  • هیچ چیز از بین نمی رود. ممکن است کاراکتری را توصیف کنید که هرگز در داستانتان ظاهر نشود ولی مطمئناً بر روی سایر شخصیت هایی که خلق می کنید تاثیر خواهد گذاشت.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 6

گام چهارم: یک چارت یا جدول ایجاد کنید و تمامی شخصیت هایی که نقش مهمی در داستانتان خواهند داشت را بنویسید.

در دفتر یادداشتتان راجع شخصیت های داستان بسیار بنویسید. حتی سرگذشت چندتایی از آنها را نیز بنویسید. این کار کمک خواهد کرد تا درباره آن ها تصویرسازی کرده و فکر کنید و حتی شخصیت های خودتان را بیشتر و بهتر بشناسید.

  • همچنین همیشه چیزی برای ارجاع دادن خواهید داشت حتی زمانی که ایده ای ناگهانی به ذهنتان نرسد.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 7گام پنجم: رئوس کلی مطالبتان را ایجاد کنید.

رئوس کلی داستان کمک می کند تا کش و قوس های روایت هایتان را بهتر توصیف کنید. شروع، توسعه طرح و شخصیت ها، تنظیم تمامی وقایع و اتفاقاتی که داستان را به اوج خواهند برد و سپس ابعاد داستان و پایان آن.

  • شروع یک داستان در اغلب موارد بسته به این که چه کسی هستید و می خواهید داستان چگونه باشد، سخت ترین قسمت کار است. بهترین کار این است که تا می توانید داستانتان را کلی و گسترده شروع کنید. برای مثال اگر می خواهید یک رمان راز آلود بنویسید، و علاقه زیادی نیز به جنگ جهانی دوم دارید، بنویسید: راز جنگ جهانی دوم! زیبایی این نوع نوشتن در این است که هر دو عنوان به اندازه کافی گسترده هستند ولی با قرار دادن هر دو آن ها در کنار هم به سادگی خطوط و احتمالات را در داستان محدود خواهید کرد؛ چرا که اکنون یک بازه زمانی کوتاه و یک گزینه برای تمرکز خواهید داشت. اتفاقی مرموز که در طول جنگ جهانی دوم روی داده است. سعی کنید اندکی تمرکزتان را بیشتر کنید:
    • این مساله مرموز شخصی است یا فراگیر؟ قطعاً جنگ جهانی دوم هر دوی این ها بود. ولی برای این که به جذابیت آن بیافزایید آن را یک مساله شخصی بدانید، مثلاً داستان یک سرباز!
    • چه زمانی اتفاق افتاده است؟ اگر داستان یک سرباز جنگ جهانی دوم باشد، مطمئناً در جنگ جهانی دوم نیز اتفاق افتاده است، یا غیر از این است؟ این یکی از تصمیم هایی است که مطمئنا در شروع خواهید گرفت. اگر تصمیم داشته باشید که در زمان حال اتفاق بیافتد، باید به سوال بعدی پاسخ بدهید: “چگونه در زمان حال اتفاق افتاده است”؟ برای پاسخ به این سوال باید سناریوی ابتدایی داستانتان بطور مثال به این شکل باشد: شخصیت اصلی داستان شما دفتر چه خاطراتی را پیدا می کند. دفتر خاطرات پدربزرگش از جنگ جهانی دوم! این یک الهام است، چرا که پدربزرگش هرگز از جنگ برنگشته بود و هیچ کس نمی دانست چه اتفاقی برایش افتاده است. شاید در این دفتر خاطرات قهرمان داستان بتواند پاسخ این سوال را پیدا کند.
    • اکنون پند سوال اساس و پاسخ آن ها را دارید: چه کسی: قهرمان داستان، چه زمانی: قبلاً و اکنون، چه چیزی: دفترچه خاطرات و همچنین راز فرد گمشده. اکنون نمی دانید چرا؟ و این سوالی است که باید به پاسخ آن برسید. چگونه؟ باید از خودتان سوالاتی را بپرسید.
  • شخصیت های داستان را توسعه دهید. با شخصیت های آشکار شروع کنید. در این مورد شما تا کنون دو شخصیت ساخته اید: مرد جوان و پدربزرگش. به سادگی می توانید ویژگی های هر شخصیت را توضیح داده و آن ها را در طول داستان گسترش بدهید. مسلماً پدربزرگ ازدواج کرده است، پس باید در داستان مادربزرگی نیز باشد. همچنین بین پدربزرگ و مادر بزرگ و مرد جوان نسل دیگری وجود دارد، پس باید یکی یا هردو والدین مرد جوان نیز باشند که یکی از آنها پسر یا دختر پدربزرگ هستند. می بینید چقدر این کار ساده است؟
  • به همین ترتیب ادامه بدهید. با یک شخصیت شروع کنید و هرکسی را که ممکن است در طول داستان با وی تداخل داشته باشد، مشخص کنید. ممکن است شما شخصیت ها و روابط بسیاری داشته باشید که بسیار خوب خواهد بود، خصوصاً در ژانر رازآلود.
  • در طول فرایند توسعه شخصیت ها، شما باید از خود سوالی را بپرسید که بزودی خوانندگانتان خواهند پرسید: “بعد از این چه اتفاقی می افتد؟” از این سوال برای توسعه و بسط داستان استفاده کنید. شما می دانید که در داستانتان، مرد جوان می خواهد بفهمد که چه اتفاقی برای پدربزرگش افتاده است و از آنجائیکه تنها سرنخ وی از این سوال، دفترچه خاطرات پدربزرگش است، شروع به خواند آن می کند و سرنوشت پدربزرگش را در میابد. سرنوشتی که پدربزرگش را از همسر باردار و شهر کوچک محل زندگیش به سواحل دریای … می کشاند تا زمانی که خود را زخمی و در میان خطوط دشمن در می یابد؛ این ها چیزهایی است که در دفترچه خاطرات نوشته شده اند. او هرگز به خانه بازنگشت. با دانستن و در نظر گرفتن این موارد، شما سوالات و الگویی را برای ادامه داستان خواهید فهمید.
    • در این داستان وقایع هم در زمان حال اتفاق می افتند و هم در زمان جنگ جهانی دوم: زمانی که خاطرات خوانده می شوند تاریخ بر روی سال ۱۹۴۴ قرار دارد و زمانی که مرد جوان داستان را کشف می کند، امروز است.
    • برای افزودن برخی اقدامات رازآلود، مرد جوان باید کاری بکند. از آنجائیکه پدربزرگ هرگز به خانه نیامده است، نوه اش را به آلمان می فرستد تا او او را پیدا کند، زنده یا مرده.
    • مادر بزرگ در کجای این وقایع قرار دارد؟
  • این روش را ادامه بدهید تا به یک قوس در داستان برسید. ولی در این برهه حتی می توانید خطر یک پایان آزمایشی را نیز به جان بخرید: مرد جوان درمی یابد که چرا پدربزرگش هرگز به خانه نرسیده ولی دفترچه خاطرات رسیده است. سپس تمام کاری که باید بکنید این است که هرآنچه در این میان اتفاق خواهد افتاد را بنویسید.
  • رئوس مطالبتان را زمان بندی کنید. اکنون که یک نمونه اولیه از داستان را (منهای کلمات) خلق کرده اید، طرح کلی داستان را به عنوان یک جدول زمانی در نظر بگیرید و هر شخصیت را بهمراه حوادث مربوطه در خط زمانی مناسب خودش قرار بدهید. زمانی خواهد بود که دو یا چند شخصیت با همدیگر تداخل خواهند داشت و یا چندتای از آن ها در خط زمانی ناپدید خواهند شد. فقط کافی است در این نقطه ها از خط زمان علامت بگذارید. این دو کار به شما در طرح بندی و تمرکز بر روی داستانتان کمک بسیاری خواهد کرد.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 8

گام ششم: بدون هیچگونه رحمی ویرایش کنید.

اگر متوجه شدید که طرح داستان به بیراهه می رود و هیچ راهی برای درست کردن آن ندارید، به آخرین نقطه ای که فکر می کنید معنی می دهد برگردید و چیز دیگری را امتحان کنید. داستان اصلی قرار نیست همه کارها و اتفاقاتی را که در طرح کلی وجود دارند، شامل شود. گاهاً خود داستان تعیین می کند که کدام مسیر را در پیش بگیرید و این بخشی از لذت نوشتن است.

 

بخش دوم: نوشتن رمان

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 9

گام نخست: اسم هر فصل کتاب را بنویسید و تصمیم بگیرید که این فصل شامل چه مواردی خواهد بود، در این صورت همیشه خواهید دانست که در داستان به کدام سمت می روید.

همچنین نوشتن در مورد شخصیت هایتان نیز در ابتدای داستان، می تواند در مسیر نوشتن کل کتاب مفید واقع گردد.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 10

گام دوم: عناصر یک رمان خوب را بشناسید.

اگر می خواهید نویسنده موفقی باشید، به جای شرکت در کلاس های نویسندگی خلاق در آموزشگاه ها، در دوره های ادبیات و شعر شرکت کنید و یا خودتان انواع کتب شعر و داستانی را که می توانید، مطالعه کنید. شما باید در ابتدا و قبل از نوشتن بدانید که چگونه با درک صحیح و چشم باز متن را بخوانید و نقد کنید. ساختار جمله، تمایز شخصیت ها، شکل گیری طرح و رشد شخصیتی شخصیت ها تنها در صورتی خوب از آب در خواهند آمد که خواندن انتقادی را قبل از نوشتن بلد باشید.

  • تنظیم: منظور از تنظیم در یک کتاب، اماکن، زمان و شرایطی است که اتفاقات کتاب در آن رخ می دهند. نیاز نیست این مورد را آشکارا توضیح دهید، بلکه همانند یک نقاش با نقاشی در اطراف موضوع، تصویری از آن را در ذهن خواننده ایجاد می کنید.

 

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 11

  • برای مثال: ماریا از شیب تند پله های اطراف قلعه پائین می رفت. قبل از آنکه زیاد دور شود، یکی از مستخدمین پدرش جلوی او را گرفت و گفت: «اعلیحضرت شاه فردیناند تمایل دارند شما را ببینند». این متن نشان می دهد که ماریا که احتمالا دختر جوانی باشد، در یک قلعه زندگی می کند. همچنین این متن به خواننده این سرنخ را خواهد داد که این داستان احتمالاً مربوط به قرون وسطی است. مریا یک اسم لاتین بوده و احتمالاتی را از محل زندگی وی در خود جای می دهد و در واقع شاه فردیناند نیز سرنخ بزرگی برای خواننده است. چرا که همسر شاه فردیناند، ایزابل از کاستیا کسی بود که بودجه سفر اکتشافی کریستف کلمب را در سال ۱۴۹۲ میلادی متقبل شد. پس احتمالاً داستان مروبط به این دوره تاریخی خواهد بود.
  • شخصیت ها: هر داستانی دارای شخصیت های عمده و جزئی است. مهم است که شما بعنوان نویسنده شخصیت هایتان را جالب نشان داده و آن ها را بطور مناسب در کتاب معرفی کنید. معرفی تنظیم ها و شخصیت ها با عنوان شرح در داستان شناخته می شود.

 

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 12

  • انواع مختلفی از کاراکترها در کتب متعددی وجود دارند. قهرمان داستان یا پیشقدم، معمولا شخصیت اصلی داستان است و کارکتری است که سیر کتاب وی را دنبال می کند. برای هر قهرمان داستان معمولاً یک دشمن و ضد قهرمان وجود دارد که در روند داستان مشکلات و اصطکاکاتی را بوجود می آورد که نیازمند حل کردن هستند. افراد شرور در اغلب موارد در داستان ها نقش های ضد قهرمانی دارند.
  • همیشه این مورد را در ذهنتان نگه دارید: در اغلب موارد ضد قهرمان یک فرد، قهرمان فرد دیگری است. صرف نظر از نقشی که هر شخصیت بازی می کند، این نوع شخصیت ها و تضاد بین آن ها برای موفقیت کتاب شما بسیار مهم هستند.
  • کشمکش: کشمکش ها در داستان، مشکلات بزرگی هستند که شخصیت ها با آن ها مواجه می شوند و در اغلب موارد دلیل اصلی بوجود آمدن داستان نیز هستند.

 

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 13

  • شاید از شاهزاده ماریا، خواسته شده که درباره اجازه دادن به کلمبوس برای استفاده از کشتی ها و ملوانان اسپانیایی در ماجراجویی های خود تصمیم بگیرد. ممکن است این کاراکتر در اغلب قسمت های داستان با این مشکل مواجه باشد.
  • نقطه اوج: نقطه اوج بالاترین تنش در طول داستان است. نقطه ای که خوانندگان معمولاً نفسشان را حبس خواهند کرد.

 

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 14

  • شاید ماریا به محض دیدن کلمبوس تصمیم گرفته تا اجازه استفاده از پول اسپانیایی ها را برای ماجراجویی های وی ندهد، ولی کلمبوس شروع به التماس کرده و گفته است که از هر چه در توان دارد برای داشتن این فرصت دریغ نخواهد کرد. این نقطه ای است که ماریا تصمیم بزرگی برای گرفتن دارد. تصمیمی که قرار است کل طیف داستان را تعیین کند.
  • نتیجه و عاقبت داستان: نقطه اوج تمام شده است، مشکل حل شده و تمامی گره های شل داستان محکم شده اند. توجه داشته باشید: اگر می خواهید دنباله برای داستانتان داشته باشید، حداقل یکی دوتا مشکل را در طبف داستان، حل نشده باقی بگذارید.

 

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 15

  • بعنوان نمونه، ماریا تصمیم می گیرد تا به خواسته های کلمبوس احترام گذاشته، به وی اجازه رفتن بدهد و همینطور پدرش را برای رفتن خودش با کلمبوس متقاعد می کند. در اغلب موارد برای خواننده جذاب خواهد بود تا پایان داستان متناسب با انتظارات وی نباشد. پس همیشه پایان داستانتان را قابل پیش بینی نکنید.
  • جزئیات: جزئیات یکی از مهم ترین موارد در نوشتن یک کتاب هستند. به جای نوشتن اینکه “آسمان آبی بود” بنویسید که چه نوع از سایه رنگ آبی بود، برای نمونه “آسمان سایه ی روشنی از نور نیلی بود”. این کار سطح جذابیت داستان را به شدت افزایش خواهد داد. ولی باید دقت کنید که در این کار زیاده روی صورت نگیرد. نمونه اشتباه این متن بدین گونه خواهد بود که: “آسمان سایه ای روشن از نور نیلی رنگ بود که گویی عقیقی شنی را سوزانده باشند، بهمراه رگه هایی جوشان از زمرد کبود که به آهک آغشته شده اند!”.

 

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 16

  • از حد گذشتن در توصیف جزئیات نشانگر این است که شما دارید بیش از حد تلاش می کنید (که اغلب اینگونه است). به توصیف ساده، ملایم و زیبایی بسنده کنید و نیز می توانید شعری زیبا را به دستانتان اضافه کنید.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 17

گام سوم: طرح داستان را بنویسید.

این کار یک لنگر برای شروع داستانتان به شما خواهد داد. در طرح داستان هیچ چیز فانتزی وجود نخواهد داشت، تنها ایده هایی کلی از آنچه در طول کتاب بوقوع خواهد پیوست. زمانی که نصف مسیر کتاب را رفتید، نگاهی دوباره به طرح داستان بیاندازید. این واقعیت که چقدر کتابتان متأثر از افکارتان، نسبت به طرح کلی تغییر داشته، شما را شگفت زده خواهد کرد. می توانید کتاب را بر اساس طرح اولیه تغییر دهید و یا طرح را بیخیال شده و بر اساس کتاب پیش بروید و یا حتی می توانید این دو را باهم درآمیزید. هرآنچه که می خواهید، می توانید انجام دهید. به یاد داشته باشید که این کتاب شماست!

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 18

گام چهارم: نوشتن را شروع کنید.

این بهترین قسمت کار است. در صورتی که با شروع داستان مشکل دارید، می توانید از بخش کشمکش داستان را شروع کرده و سپس به بخش آغازین آن برگردید. هر موقع با نوشته هایتان احساس راحتی کردید، تنظیمات را اضافه کنید. شما می توانید هر چیزی را در کتابتان تغییر دهید چرا که زیبایی نوشتن در این است که می توانید به احساساتتان اجازه بدهید که بی پروا باشند. مسأله اصلی که بایستی به خاطر داشته باشید این است که باید از فرایند نوشتن لذت ببرید در غیر اینصورت به احتمال زیاد سرنوشت کتابتان به سطل زباله ای قدیمی و زنگ زده منتهی خواهد شد.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 19

گام پنجم: به یاد داشته باشید که دفتر یادداشت شما باید تنها برای برنامه ریزی استفاده شود.

بهترین راه این است که داستانتان را از ابتدا تایپ کنید، چرا که می توانید به سادگی چندین کپی از آن گرفته، اشتباهات را حذف کنید و آن را به ناشران تحویل دهید.

 

بخش سوم: نوشتن یک کتاب غیر داستانی

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 20

گام نخست: موضوعی را انتخاب کنید که درباره آن می دانید یا می خواهید بدانید.

موضوع کتاب غیر داستانی تان می تواند اطلاعاتی درباره مکانی باشد که خواننده ممکن است بخواهد تعطیلاتش را در آن سپری کند و به طور کلی اطلاعاتی در رابطه با یک مکان باشد. ممکن است در رابطه با جوامع امروزی باشد یا درباره یک رهبر معاصر یا یک فرد تاریخی و یا شخصیت مورد علاقه تان باشد. تنها هشداری که باید برای کتاب های غیر داستانی در نظر داشته باشید این است که بایستی واقعی باشند.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 21

گام دوم: تحقیقات

به همان اندازه ای که ممکن است هر متخصصی بداند، برای هر کس حداقل یک موضوع وجود دارد که می تواند یاد بگیرد. شما هرگز نمی توانید همه چیز را راجع به موضوع انتخابیتان بدانید. اگر به مشکل برخوردید یا مانعی در این مسیر برایتان بوجود آمد، این روش ها را امتحان کنید:

  • از اینترنت استفاده کنید. برخی مواقع پیدا کردن چیزی که دنبالش هستید نیازمند اندکی تلاش خواهد بود، ولی اجازه دهید موتورهای جستجوی جهانی شما را در مأموریت علمیتان یاری کنند. علاوه بر مقاله های اصلی، به دنبال رفرنس ها و مقاله های ارجاع داده شده نیز باشید. سوال هایتان را در تالار های گفتگوی عمومی مطرح کنید تا هرکسی می تواند، شما را یاری کند.
  • کتاب های غیر داستانی و مرتبط با موضوعتان را مطالعه کنید. نویسنده ممکن است مسائل را از زاویه ی دیگری ببیند، و اطلاعاتی را بیان کند که شما از آن ها بی خبر باشید که در اینصورت قبل از نوشتن و چاپ کتاب تان می توانید در مطالبتان تغییرات لازم را بدهید.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 22

گام سوم: کتابتان را قالب بندی کنید.

کتابی که چاپ نشده است، غالباً سازماندهی مناسبی نخواهد داشت. برای مثال، نوشتن از محل های مناسب برای ماهیگیری و سواحل زیبای اروپا در یک فصل درست نیست.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 23

گام چهارم: جزئیات توصیفی زیادی را اضافه کنید.

هیچ کس تمایلی برای خواندن کتابی خسته کننده ندارد، کتابی برای مطالعه مناسب است که با جزئیات و رنگ ها همراه باشد.

 

بخش چهارم: کارتان ا ادامه دهید.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 24

گام نخست: در نوشتن مداوم باشید.

مرد جوانی به راننده تاکسی گفت: چطور می توانم به تالار رنگین کمان برسم؟ راننده تاکسی گفت: با تمرین کردن! تمرین شما را کامل می کند. مداوماً بنویسید، چه داستان باشد، چه یک فکر یا یک مشاهده. هرچه بیشتر این کار را انجام دهید، بیشتر مهارت پیدا خواهید کرد. قرار نیست نوشته هایتان بی نقص باشد و یا قرار نیست در ابتدا آنگونه که می خواهید از آب دربیاید؛ تنها چیزی که مهم است این خواهد بود که آن را بیرون بریزید. مطمئناً زمانی کافی برای بررسی نوشته هایتان خواهید داشت.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 25

گام دوم: متداوماً از انگیزه، داستان و شخصیت های خود سوال بپرسید.

هر چیز و هر کسی در رمانتان باید دلیلی برای آنجا بودن داشته باشد. برگ های سبز خوانندگانی جز بهار و تابستان نخواهند داشت. هر شخصیتی برای هر کاری که می کند، انگیزه ای دارد، بنابراین همانطور که می نویسید از آن ها بپرسید.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 26

گام سوم: برای بررسی زوایای مختلف داستان، اندکی استراحت کنید.

نویسندگی با دادن فاصله (زمان) بهبود خواهد یافت. هنگام بازگشت به روی کار شما خواهید دید که کجای کارتان نیاز به بررسی دارد و کجای آن خوب شده است، ولی فکر کردن و فهمیدن این موضوع در زمان تمرکز بر روی نوشتن و انواع تفکرات و تخیلات، مشکل خواهد بود و نتیجه درستی نخواهد داشت. فصلی را برای یک هفته کنار بگذارید و پس از تجدید قوا و با دیدی باز دوباره آن را از سر بگیرید.

  • اگر در هنگام نوشتن با مانع یا مشکلی مواجه شدید، کار را برای چند روزی کنار بگذارید، به موسیقی های آرامش بخش گوش دهید و ذهنتان را خالی کنید.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 27

گام چهارم: نظر سایر افراد را نیز جویا شوید.

اجازه دهید سایرین نیز کتاب شما را بخوانند. آن ها می توانند بازخورد های ارزشمندی را ارائه کنند و یا ممکن است به شما در نوشتن باقی کتاب از طریق ایده یا موضوع کمک کنند.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 28

گام پنجم: آن قسمتی را که جور در نمی آید، حذف کنید.

جای تعجب ندارد، چرا که بسیاری از قسمت های متن را خواهید یافت که با سایرین جور در نخواهند آمد و یا خود شما در هنگام بازخوانی نوشته ها آن قسمت ها را نخواهید پسندید. در این شرایط از حذف شخصیت ها، طرح یا هرچیزی از کتاب واهمه نداشته باشید. همچنین از افزودن ویژگی ها و شخصیت های جدیدی که شکاف ها را پر می کنند و به نوشته هایتان معنی می دهند نیز، نهراسید. در مورد کتاب های غیر داستانی نیز هرگز از یافتن پشتوانه های اطلاعاتی و حقایق جدید در باره اظهاراتتان نهراسید.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 29

گام ششم: به خاطر داشته باشید که نویسندگان بسیاری، در پیش نویس های زیادی شکست خورده اند تا توانسته اند بهترین ایده را برای نوشتن و ادامه دادن پیدا کنند.

کافی است تا نگاهی به تجربیات ورونیکا راث نویسنده کتاب موفق سه گانه ی واگرا داشته باشیم. وی در وبلاگ خود اظهار می کند که: در کالج و زمانی که دانشجو بوده است حداقل ۴۸ بار برای پیدا کردن یک ایده مناسب برای نوشتن کتابش تلاش کرده و ناکام بوده است تا در نهایت به موفقیت رسیده.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 30

گام هفتم: آنچه را که می دانید، بنویسید.

این ضرب المثل قدیمی ممکن است شمال حال شما نیز بشود که می گوید: خوب است که پیش از انجام هرکاری نیاز به تحقیق بسیار زیاد روی آن نداشته باشید، ولی مطالعه کم نیز ضرری نخواهد داشت. همچنین این کار ورزش خوبی نیز برایتان خواهد بود. همیشه نوشتن چیزهای جدید می تواند ایده های خلاقانه ای را شکوفا کند.

www.howstart.ir - نحوه نوشتن کتاب 31

گام هشتم: این راه را ادامه دهید.

مغرتان را تمرین دهید تا همیشه ایده های خود را بیرون بریزد تا هیچوقت بهانه ای برای ننوشتن نداشته باشید. نیاز نیست تا همه چیز را با داستانتان متناسب کنید، فقط به اندازه ای که خواننده را راضی کند. اگر از نوشتن خسته شدید و به بن بست ذهنی رسیدید، کار را کنار بگذارید، اندکی استراحت کنید و با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنید؛ جایی که بتوانید از آن ایده بگیرید. یا فقط بنویسید، بدون ویرایش، بدون پاک کردن. چرا که این حس خوبی خواهد داشت. فقط نوشتن و نوشتن و نوشتن. حتی اگر نوشته هایتان از صحنه هایی پراکنده باشند، از اشعاری در هم ریخته و یا تنها دو کلمه!

 

راهنمایی ها

  • تجدید نظر را فراموش نکنید. چرا که اگر در نوشته هایتان تجدید نظر نداشته باشید، به احتمال زیاد یک داستان سطح پایین خواهید داشت. دبیران روزنامه ها داستان هایی را که می خواهند چاپ کنند بازنویسی و تجدید نظر می کنند.
  • در صورتی که طرح خودتان را در نیمه های راه عوض کردید، اضطراب نداشته باشید. بهترین ایده ها در زمان ابتدای داستان نخواهند آمد، بلکه زمانی به آن ها خواهید رسید که در حال نوشتن باشید. کافی است با جریان کلمات همراه شوید و مابقی آن بصورت طبیعی مسیر خودش را طی خواهد کرد.
  • گاهی اوقات برخی از ایده هایتان را با صدای بلند بخوانید، در اینصورت مشکلات و ایده های جدیدی از آن بیرون خواهند ریخت.
  • می توانید از طریق خواندن سایر کتاب ها، دیدن فیلم، گوش دادن به موسیقی و یا تماشای یک گالری هنری الهام بگیرید.
  • از تخیلاتتان استفاده کنید. تخیل کلید رسیدن به کتابی بزرگ است.
  • دفتر یادداشت کوچکی را همراهتان داشته باشید. هر موقع نامی خاص، طرح، ایده و … شنیدید، سریعاً یادداشت کنید. ممکن است به مواردی دست یابید که کتابتان را بهتر کنند.
  • به یاد داشته باشید که هیچ مرزی وجود ندارد. اجازه دهید تخیلاتتان واقعیت را بسط دهند.
  • این کلمه را به یاد داشته باشید: CLAPS
    • C = Characters (کاراکتر و شخصیت ها)
    • L = Location (موقعیت)
    • A = Action (اعمال)
    • P = Problem (مشکلات و کشمکش ها)
    • S = Solution (راه حل ها)
  • کتابی که مردم تمایل به خواندن آن دارند، کتابی است با عنوانی جذاب، طرح جلدی زیبا بهمراه تصویر خیره کننده بر روی آن، و صد البته پارگراف هایی متناسب.
  • شخصیت هایتان را نقاشی کنید تا تصویری از اینکه آن ها چگونه هستند، داشته باشید. نیاز نیست که بهترین طراحی ها را انجام دهید، حتی طرح و اسکیس اولیه هم جواب خواهد داد. پس از آن نوشتن درباره آن ها، آسان تر خواهد بود.
  • هرگز دلسرد نشوید. اگر با خواندن داستانتان احساس سرخوردگی می کنید، آن را عوض کنید، استراحت کیند. بر روی داساتنی کوتاه کار کنید، مقاله ای برای روزنامه بنویسید یا اصلاً بیایید همینجا در چگونه شروع کنم؟ مشغول شوید!
  • از دستور زبان، املا و دیالوگ های صحیح استفاده کنید. در صورتی که در مهارت های پایه ای زبانی ماهر نباشید، رمان نویس خوبی نیز نخواهید شد.
  • بر روی یک عنوان بیش از حد استرس نداشته باشید، یک عنوان صدمه ای به طرح و داستانتان نخواهد زد.
  • هر چه می دانید بنویسید، خصوصاً زمانی که نمی دانید چگونه شروع کنید. بسیاری از نویسندگان کتاب های پرفروش، برخی آثار خود را به اتفاقاتی که برای خود یا نزدیکانشان در زندگی واقعی افتاده است، اختصاص داده اند.
  • در طول مسیر پیشرفت خواهید کرد. انتظار این را نداشته باشید که اولین کتابتان تبدیل به کتابی پرفروش بشود. کتابی پرفروش را خواهید ساخت، چرا که تمرین ما را به مهارت خواهند رساند. هرچه بیشتر بنویسید، بیشتر یاد خواهد گرفت.
  • اگر می خواهید داستانی تاریخی بنویسید، سعی کنید بر روی وقایعی تکیه داشته باشید که زمانی واقعاً اتفاق افتاده باشد.
  • سعی کنید از نویسنده های دیگر یا حتی پدر و مادرتان کمک بگیرید. مطمئناً آن ها ایده هایی برایتان خواهند داشت.
  • هدفتان را بر روی ایجاد شخصیت هایی با اسامی قابل یادسپاری متمرکز کنید. در مورد اسامی خنده دار و فانتزی مواظب باشید. این نوع اسامی ممکن است در مواردی موفق باشند ولی در اغلب موارد بیش از اندازه جلف هستند. برای مثال، واقعاً فکر می کنید ممکن بود که هفت کتاب و هشت فیلم درباره ی جادوگر جوانی به نام استیلینسکی عینکی یا الویس پیژامه پوش ساخته شود؟
  • بلوک های نویسندگی چیزی است که نمی خواهید به آن مبتلا شوید. سعی کنید با بازی های کوچک و یا موسیقی آرامشبخش ذهنتان را خالی کنید و برای بارش ایده آماده شوید. حیوانات نیز یکی از بهترین منبع های ایده هستند. اگر دو نوع حیوان خانگی دارید، آن ها را با هم ترکیب کنید و نامی ترکیبی برایشان انتخاب کنید. اگر داستان می نویسید احتمالاً به دردتان خواهد خورد. منظور این است که همیشه چیزی را داشته باشید که ایده ای هرچند کوچک به شما بدهد.
  • سعی کنید کتابی را راجع به امورات روزانه بنویسید و سپس اجازه دهید تخیلاتتان شما و کتاب را به هر سمتی که می خواهند بکشند.
  • استفان کینگ، یکی از موفق ترین نویسندگان راز موفقیت در نوشتن را حداقل ۴ ساعت مطالعه در روز می داند.
  • سعی کنید کتاب هایی درباره نویسندگی بخوانید.
  • اگر بر روی ایده ای گیر کرده اید، چشم هایتان را ببندید، آرامشتان را حفظ کنید و اجازه دهید تخیلاتتان بی حد و مرز و بی پروا حرکت کنند.
  • صبر و شکیبایی را در نوشتن کتاب فراموش نکنید. برخی نویسندگان برای نوشتن کتابشان چندین دهه زمان صرف کرده اند.
  • اگر متوجه شدید که در نوشتن کتاب به مشکل برخورده اید مثلاً زمانی که زود در برابر مشکلات تسلیم می شوید، سعی کنید داستانتان را از زاویه ای دیگر بنویسید.
  • نوشتن در حضور دیگران را امتحان کنید. اگر دوستانی دارید می توانید زمانی که با آن ها هستید شروع به نوشتن کنید، حتی می توانید با آن ها بنویسید.
  • الهامات و ایده ها از عجیب ترین محل ها و در دور از انتظار ترین زمان ها می آیند. می توانید جستجوی کلماتی چون الهاماتی برای داستان نویسی، پاییز، تک شاخ یا گذرگاه مخفی و کلماتی از این قبیل که به عنوان کتاب تان نزدیک هستند را در قسمت تصاویر گوگل امتحان کنید.
  • از اینکه شخصیت هایتان خیلی قدرتمند یا کامل باشند، اجتناب کنید و اجازه دهید با شما صحبت کنند. به عکس العمل آن ها اگر به جای شما و در موقعیت شما بودند، فکر کنید.
  • آگاه باشید که شخصیت های داستانی اغلب تصویر ایده آلی از خود نویسنده ها هستند.
  • منحصر بفرد باشید. هرگز از دیگران کپی نکنید.
  • مسائلی را که معنی و مفهومی در داستانتان نخواهند داشت ننویسید و بر روی طرح کلی داستان متمرکز باشید.
  • دفتر یادداشت و خودکارتان را همیشه با خود داشته باشید، حتی موقع خواب. رویاهایتان نیز می توانند منبعی غنی از ایده برای نوشتن باشند.
  • از شروع دوباره نترسید. هر چه بیشتر بنویسید، بیشتر لذت خواهید برد. همچنین توصیف گرا باشید، مثلا به جای نوشتن «او یک گربه دید» بنویسید « دختربچه گربه ای سیاه را دید که در آن حوالی پرسه میزد.»
  • برخی مواقع باشید شروع به نوشتن کنید و داستان خود بخود شکل خواهد گرفت
  • اگر می خواهید واقعیتی را در داستانتان وارد کنید، مانند اخباری از روزنامه یا چیزهایی دیگر، سعی نکنید آن ها را از خودتان دربیاورید. کافی است اندکی تحقیق کنید. این چیز خوبی است که برای داستانتان تحقیق کنید و وقت بگذارید.
  • باید بصورت مداوم بنویسید. حتی اگر خسته شدید باید کتاب را تمام کنید. فیلم ببینید، کتابی بخوانید و احساس راحتی داشته باشید.
  • اغلب موارد نوشتن یک فصل در یک روز کار راحتی خواهد بود (بسته به تعداد فصل هایی که می خواهید داشته باشید). بنابراین می توانید برای هر فصل زمانی را برای فکر کدن اختصاص دهید.

هشدارها

  • از تحقیقاتتان مطمئن باشید. مطمئن شوید که کتابی که می خواهید بنویسید از قبل وجود نداشته باشد.
  • نقد پذیر باشید، ولی اجازه ندهید انتقاداتی که از شما و کتابتان خواهد شد، دلسردتان کند.
  • کسی که می خواهد نخستین کتابش را بنویسد، باید به این کار بچسبد و نباید دغدغه زمان و پول داشته باشد. انتشار اولین کتاب در اغلب موارد موفقیت آمیز نخواهد بود، ولی نویسنده آن چیزهای بسیاری را یاد خواهد گرفت.
  • از کپی برداری از کارهای نویسندگان دیگر اجتناب کنید. هرچقدر هم که این کار را هنرمندانه انجام دهید، نهایتاً فردی تکه های داستان را کنار هم قرار خواهد داد و دست شما رو خواهد شد.
  • مطمئن شوید که آنچه را که می نویسید، دوست دارید. گهگاه از خودتان بپرسید:
    • آیا من از این کار لذت می برم؟
    • آیا این کار سرگرم کننده است؟
    • آیا شخصیت های اصلیم را دوست دارم؟

و از همه مهم تر:

  • می می خواهم بنویسم؟
    • به این دلیل که نوشتن صرفاً به خاطر دسخواست فردی دیگر دست نیست و باید واقعاً خودتان بخواهید تا بنویسید.

 

منبع: ویکی هاو

 

Save

Save

Save

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده admin
بارگذاری بیشتر در آموزش و ارتباط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

چگونه می توانم؟ راهنمای جامع نحوه نوشتن کتاب (قسمت سوم)

با چگونه شروع کنم؟ با سومین و آخرین قسمت از مجموعه آموزشی راهنمای جامع نحوه نوشتن کتاب در …